خلق و خوی وحشی:

وحشی مردی پاکباز، وارسته، حساس، قانع و بلندهمت بود. در روزگار وی هنوز مثنوی سرایی به سبک نظامی از رونق نیفتاده بود. به درستی نمی دانیم که شمس الدین (یا کمال الدین) محمد بافقی شاعر نازک دل و پر احساس، به چه مناسبت نام وحشی را برای خود برگزیده بود.


آثار وحشی

این‌ شاعر بزرگ‌ روزگار خود را با اندوه‌ و سختی‌ و تنگدستی‌ و تنهائی‌ گذراند و دراشعار زیبا و دلکش‌ او سوز و گداز این‌ سالهای‌ تنهایی‌ کاملا مشخص‌ است‌ . وی‌ غزل‌ سرای‌ بزرگی‌ بود و در غزلیات‌ خود از عشقهای‌ نافرجام‌، زندگی‌ سخت‌ و مصائب‌ و مشکلات‌ خود یاد کرده‌ است‌.

کلیات وحشی متجاوز از نه هزار بیت و شامل قصیده، ترکیب بند و ترجیع بند، غزل، قطعه، رباعی و مثنوی است.

وحشی دو منظومهٔ عاشقانه دارد. یکی ناظر و منظور که عشق همجنس‌گرایانه پسران شاه و وزیری را بر یکدیگر روایت می‌کند. و دیگری فرهاد و شیرین به استقبال از خسرو و شیرین نظامی . مثنوی نخستین به سال ۹۶۶ به پایان رسید و ۱۵۶۹ بیت است و اما مثنوی دوم که از شاهکارهای ادب دراماتیک پارسی است، هم از عهد شاعر شهرت بسیار یافت لیکن وحشی بیش از ۱۰۷۰ بیت از آن را نساخت و باقی آن را وصال شیرازی شاعر مشهور سده سیزدهم هجری (م ۱۲۶۲) سروده و با افزودن ۱۲۵۱ بیت آن را به پایان رسانیده‌است. شاعری دیگر به نام صابر بعد از وصال ۳۰۴ بیت بر این منظومه افزود.

مثنوی معروف دیگری که وحشی به پیروی از نظامی سروده «خلد برین» است بر وزن مخزن‌الاسرار و مرتب بهشت روضه. مثنوی‌های کوتاهی از وحشی در مدح و هجو و نظایر آنها بازمانده که اهمیت منظومه‌های یادشده را ندارد.

نمونه ای از اشعار وحشی 

آه تا کی ز سفر باز نیایی بازآ/اشتیاق تو مرا سوخت کجایی بازآ

شده نزدیک که هجران تو ما را بکشد/گر همان بر سر خون ریزی مایی بازآ

کرده ای عهد که بازآیی و ما را بکشی/وقت آن است که لطف بنمایی بازآ

رفتی و باز نمی آیی و من بی تو به جان/جان من اینهمه بی رحم چرایی بازآ

وحشی از جرم همین کز سر آن کو رفتی/گرچه مستوجب صدگونه جفایی بازآ