جامعالتواریخ اثر خواجه رشید الدین

غازان نیشابور را تصرف میکند. نگاره ای از کتاب جامع التواریخ.
تاریخچه
رشیدالدین این کتاب را به درخواست غازان خان نوشت و چون غازان خان درگذشت، آن را به اولجایتو تقدیم کرد. به فرمان اولجایتو این کتاب به نام غازان خان، مبارک غازانی نامیده شد، ولی بخشهایی دیگر شامل تاریخ دوران پادشاهی اولجایتو، تاریخ ادوار و اقوام جهان، صورالاقالیم و مسالک الممالک در دو جلد نوشته و به بخش پیشین افزوده شدند که این سه جلد روی هم رفته جامعالتواریخ را تشکیل میدهند.
کار نوشتن این کتاب در هنگام زندگی غازان خان در ۷۰۰ ق. (۶۸۰ خ./۱۳۰۰ م. ) آغاز شد و در زمان فرمانروایی الجایتوخان در ۷۱۰ ق. (۶۸۹ خورشیدی) پایان یافت.
احتمالاً غازان خان میدانسته است که مغولان با وجود برتری و تفوقی که بر ایرانیان دارند ناچار در عنصر ایرانی محو خواهند شد و فرهنگ و تمدن ایران آنها را در کام خود خواهد کشید. بنابراین خواست که برای بازماندگان مغول یادگاری از تاریخ و اعمالشان به زبان فارسی برجای گذارد و بهترین فرد ممکن برای این کار یعنی رشیدالدین فضلاللّه همدانی را انتخاب کرد.
ترجمه به زبانهای دیگر
این کتاب در روزگار رشیدالدین فضلالله به عربی و ترکی و مغولی ترجمه شد اما فقط بخشهایی از ترجمه عربی جلد دوم آن به جای مانده است. بخشهایی از جامع التواریخ تا کنون به زبانهای ترکی شرقی، ترکی عثمانی، عربی، فرانسه، انگلیسی، آلمانی و روسی ترجمه و بخش عمده آنها منتشر شده است. بخشی از این کتاب نیز نخستین بار در ۱۸۳۶م در پاریس چاپ شد.
درونمایه
این کتاب به سه جلد بخش میگردد:
بخش نخست یا جلد اول، چکیدهای از تاریخ تیرههای مغول و ترک و تاریخ فرمانروایی چنگیزخان و جانشینان او و تاریخ اولوسهایی است که از امپراتوری مغول پراکنده شده بودند. همچنین به تاریخ خانان مغول در ایران تا مرگ غازانخان پرداخته است.
جلد دوم و سوم کتاب شامل تاریخ اولجایتو تا هنگام نگارش کتاب، تاریخ پیامبران از آدم تا محمد پیامبر اسلام، تاریخ ایران تا پایان دوره ساسانیان، تاریخ زندگانی محمد و خلفا، تاریخ خاندانهای فرمانروای ایران پس از اسلام تا زمان لشکرکشی مغولان و تاریخ قومها و ملتهای گوناگون از جمله اغوزان، چینیان، هندیان و فرنگان که در بر گیرنده پاپها و قیصران است.
جلد سوم شامل «صورالاقالیم» و «مسالک الممالک» نیز هست. بخشی از جلد دوم این کتاب (یعنی تاریخ اولجایتو) و جلد سوم آن اکنون در دسترس نیست و گویا در گذر زمان نابود شده است.
با اینکه نگارنده خود از کارگزاران ایلخانان مغول بوده و ناچار در اثر خود از آنان با احترام یاد کرده است، گزارش کشتارها، ویرانگریها و غارتهای آنان را نیز به تفصیل بیان کرده و تأسف خود را از این وقایع ابراز نموده است و نیز نظر خود را درباره کشتن کارگزاران ایرانی همچون خواجه شمسالدین جوینی و خواجه بهاءالدین جوینی و حتی برخی امیران مغول مثل امیر نوروز آورده است.
نحوهٔ تألیف
رشیدالدین فضلاللّه همدانی چنان مشغول امور دیوانی و کشوری بوده است که فقط اوقات خاصی از روز را به نوشتن کتاب تخصیص میداده است. دولتشاه سمرقندی صاحب کتاب تذکرةالشعرا در اینباره نوشته است: «وقت کتابت این تاریخ از دم صبح بعد از ادای فریضه و بعضی اوراد تا طلوع آفتاب بوده. چون در اوقات دیگر، فراغت به واسطهٔ امور ملکی و اشغال دیوانی میسر نبود.»
اهمیت کتاب
غازان خان تمام اسناد و نوشتههای قدیمی و دولتی را در اختیار رشیدالدین فضلاللّه همدانی گذاشت و دانشمندان و ریشسفیدانی که از تاریخ و فرهنگ ترک و مغول آگاه بودند را همراه او کرد تا کار به بهترین وجه پیش برود. چنین امکاناتی و وجود چنین دانشمند و نویسندهای توانا دست به دست هم دادند تا یکی از شاهکارهای تاریخی جهان به رشتهٔ نگارش درآید. چیزی که تا آن زمان بیسابقه و بینظیر بوده است و هنوز هم این کتاب مهمترین منبع برای تاریخ اقوام و حکومتهای ترک و مغول است.
در حقیقت جامعالتواریخ نخستین دورهٔ کامل تاریخ و جغرافیای آسیا است که با استفاده از وسایل و منابعی ترتیب داده شده است که تا آن زمان در اختیار هیچکس قرار نگرفته بود. جامعالتواریخ از لحاظ دقت و صحت و اصول تاریخنویسی بسیار ارزشمند است. علاوه بر اینکه این کتاب دامنهٔ وسیعی از مطالب را به نثری عالمانه بیان نموده است. همچنین از نظر دسترسی مؤلف به منابع شفاهی بسیار نیز درخور توجه است و اگر رشیدالدین فضلاللّه همدانی آن نوشتههای پراکنده و در معرض نابودی و همچنین سخنان و افسانههای شفاهی مغولان و ترکان را به قلم نیاورده بود امروزه از هیچکدام از آنها خبری در دسترس نبود و به حیطهٔ فراموشی سپرده شده بودند.
نثر کتاب
این کتاب به نثری ساده و روشن نوشته شده است ولی درعین حال حدود ۲۰ هزار واژهٔ ترکی و مغولی در خود دارد. تعداد کلمههای عربی نیز در حد معمول زمان خود بوده است.
نمونهای از کتاب
...چنگیز خان از شهر [بخارا] بیرون آمد و عموم مردم شهر را حاضر گردانید و بر منبر مصلی عیدگاه رفت و بعد تقریر خلاف و غدر سلطان [محمد خوارزمشاه] به شرحی تمام گفت. و گفت ای قوم بدانید که شما گناهان بزرگ کردهاید و بزرگان شما به گناه مقدمند. از من میپرسید که این سخن به چه دلیل میگویم؛ به سبب آنکه من عذاب خدایم. اگر از شما گناهان بزرگ نیامدی، خدای بزرگ چون من عذابی بر شما نفرستادی...
منابع
- رشیدالدین فضلاللّه همدانی، جامعالتواریخ، به تصحیح بهمن کریمی، انتشارات اقبال، ۱۳۳۸. (مقدمههای جلد اول)
- بیانی، شیرین، مغولان و حکومت ایلخانی در ایران، سازمان سمت، ۱۳۷۹.
- دانشنامه جهان اسلام، "جامع التواریخ (یا تاریخ رشیدی)
- ورهرام، غلامرضا. منابع تاریخی ایران در دوران اسلامی. چاپ اول. تهران: امیر کبیر، ۱۳۷۱. ص۷۱.
- جامع التواریخ در وبگاه کتاب نیوز
- جامعالتواریخ (جلد اول، ص ۳۶۱)