سخن گوی فلسفه = سقراط

 

سقراط در تعلیم حکمت شیوه ای پیامبر گونه داشت، او هیچ نوشته ای از خود به یادگار نگذاشت بلکه با سخنان خود، با رفتار ومنش اخلاقی خود، با بزرگواری و کرامت روحی خود به توجیح فلسفه میپرداخت، او خود را مأموری از جانب خداوند می دانست که باید اذهان مردم را بیدار میساخت و اشتیاق به حقیقت را در آن ها شعله ور می کرد و دامن اندیشه را از آلودگی شک و تردید پاک مینمود. از این رو فلسفه ی سقراط را باید در زندگی او جستجو کرد. سقراط به راستی سخنگوی فلسفه بود، زندگی او آینه ی تفکر معنوی او بود. اینکه او خود را به تبع فیثاغورث، «فیلوسوفوس» یا « دوستدار دانش» می نامید در تمام احوال زندگی او نمایان بود. جویندگی حقیقت خصوصیت ممتازی بود که سقراط تا دم مرگ نیز نیز از آن دست برنداشت. پس مواجهه با زندگی و سرگذشت سقراط است که ما را با عمق اندیشه ی او آشنا میسازد.

خلاصه ی زندگی نامه ی سقراط ( شهید راه حکمت )

سقراط در اواخر سال 470 ویا اوایل 469 پیش از میلاد در آتن به دنیا آمد. مادر او ماما و پدرش سنگتراش بود. در آغاز جوانی حرفه ی پدری را دنبال کرد ولی به زودی از آن دست کشید و در زندگی فقر وقناعت پیشه کرد و در پی تحصیل علم رفت، تحصیلات او نزد استاد خاصی صورت نگرفت بلاکه بیشتر از راه مطالعه در آثار گذشتگان بود. سقراط زن و سه فرزند داشت و زن او گزانتیپ، نمونه ای از یک زن بد خلق و نا مهربان بود. سقراط شهر آتن را به قصد شرکت در جنگهای معروف به پلونزی ترک گفت و در این جنگ ها از خود زشادت های فراوان نشان داد. او شاگردان و طرفداران زیادی داشت اما بزرگتری شاگرد وی افلاطون بود که در تاریخ فلسفه تأثیری به سزا از خود بجا نهاد. فریاد نمیدانم سقراط در واقع آوای خویشتن شناسی و آگاه شدن از گوهر تابناک انسانیت را که در درون هر انسانی نهفته است در تاریخ اندیشه ی بشر طنین انداز کرده است.

نمیدانم سقراط هرگز با نمی دانم سوفسطائیان قابل قیاس نیست چرا که نمیدانم سوفسطائیان در واقع به معنای «نمیتوانم بدانم» است امّا نمیدانم سقراط طوفانی است در کاشانه ی سوفسطائیان تا آن ها را از مستی غرور بیدار کند.

سقراط با فریاد خود را بشناس پرده از مقابل چشمها فرو می اندازد. وبه مخاطب خود می آموزد که با تکیه بر عقل خدادادی میتوان راه حقیقت را پیمود.

بحث معرِّف یا تعریف واهمیت منطقی آن یادگار مباحث سقراط است.

سرانجام سقراط در سال 399 پیش از میلاد در سن هفتاد سالگی پس از محاکمه شدن در دادگاه بزرگ هلیاست آتن محکوم به مرگ با خوردن جام شوگران شد.